محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
296
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) 132 براى وائل بن حجر حضرمىّ ( 1 ) إمتاع ، مقريزى ( خطّى ) ص 1031 ؛ عمخ ، ش 106 ؛ غريب الحديث ، أبو عبيد ، ( خطّى ) ورق 46 / ب ؛ المعجم الصّغير ، طبرانى ( چاپ هند ) ص 242 . مقابله كنيد : لسان ، واژهء « رفل » ؛ النّهاية ، ابن اثير ، واژههاى : أبا ، رفل ، سعى ، بث 4 / 80 وى گفته است : زمينى را به وى اقطاع داد و معاوية بن ابو سفيان ( نويسندهء نامه ) را با وى فرستاد و گفت : زمين را به وى ده ، بدون تعيين جاى زمين و نوشتهء اقطاع . هنگامى كه وائل بن حجر ، آهنگ بازگشت به سرزمين خويش نمود ، گفت اى پيامبر خدا براى من به قومم فرمانى بنويس ( 2 ) . پيامبر به معاويه گفت : اى معاويه ، براى او فرمانى بنويس . معاويه سه نامه نوشت كه از آن ميان ، يكى ويژهء خود وائل بود و در آن ، برترى وى بر افراد قبيلهاش معلوم گشته بود : ( نخستين نامه ) به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر از محمّد فرستادهء خدا ، به مهاجر بن ابى أميّه : به راستى كه وائل نمايندهء گردآورى زكات است ( 3 ) و بر همهء فرمانروايان ( 4 ) حضرموت ، فرمان خواهد راند . 1 . وائل بن حجر بن سعد . . . حضرمىّ ، شاعر و صحابى بلند پايهاى است كه پيامبر ( ص ) حديث « و فى السّيوب الخمس » را به وى گفته است ( سيوب : جمع سيب به معنى گنج است ) ( الاشتقاق ، ص 78 ) . نيز پيامبر اسلام ، براى همين صحابى فرمانى خطاب به فرمانروايان خودكامهء حضرموت نوشت ( همان ، ص 556 ؛ الفائق ، 2 / 5 جمهرة ، ص 460 ) . - م . 2 . يعنى با اين فرمان ، مرا بر قومم ، فرمانروايى ده . - م . 3 . متن « يستسعى » . « يستسعى » : يستعمل يعنى به كارگزارى برگزيده مىگردد ( الفائق ، 1 / 14 ) . - م . 4 . متن « الأقيال » قيل مفرد أقيال است و أقيال به معنى فرمانروايان يمن مىباشد كه پايگاهشان ، فروتر از پادشاهان بوده است ( الاشتقاق ، ص 480 ؛ مفاتيح العلوم خوارزمى ، ص 128 . نيز بنگريد : الفائق ، 1 / 15 ؛ معانى الأخبار ، 276 ) . - م .